بی تردید «علی رهبری» یکی از مطرح ترین موزیسینهای ایرانی است که در سمت مدیرهنری ارکستر سمفونیک تهران احیاگر این ارکستر از اسفندماه گذشته بوده است. او در ۲۴ سالگی به علت درخشش در آزمونهای جهانی به مدیریت کنسرواتوار و هنرستان موسیقی منصوب می شود که در آن استادان خود چون دهلوی و پورتراب در آن مشغول به کارند و امثال هوشنگ ظریف و فرهاد فخرالدینی در آن درس می دهند. اما او وقتی فضا را از هنر به دور می بیند، سه سال پیش از انقلاب ایران را رها می کند و به اتریش بر می گردد تا آوازه خود را به گوش تمام جهانیان برساند. آنگونه که او سالهاست رهبر طراز اول جهانی است و بالغ بر ۱۲۰ ارکستر مطرح دنیا را به دعوت آنها، رهبری کرده است. آماری قابل توجه، از آن روی که بعید است موزیسین ایرانی دیگری بیابیم که حتی تنها ۴ شب به رهبری ارکستری دعوت شده باشد. او بدون هیچ چشمداشتی به ایران پای گذارده و ارکستری احیا کرده است که در مدت اندک در دنیا صدا کرد، هچنانچه دعوت جهانی از آن شده است. که بدون شک اعتبار علی رهبری ایران را کانون توجه موزیسین های طراز اول ساخته است. اما بعد از شش ماه حرکت صعودی این روزها علی رهبری مجبور به نوشتن نامه به ریس جمهور می شود چرا که ۴ برنامه او در ایران کنسل شده است و حاشیه های مالی و حذف بودجه ارکستر و دخالتهای مدیران ناوارد به موسیقی، ارکستر را به مرگ دوباره تهدید می کند و اهل شایعه نیز در این باره از حقوق این مدیرهنری حرفهایی زده اند که در این گفتگو به آنها پرداخته ایم.

*علت نامه شما به ریس جمهور چه بوده؟ آیا به علت کنسل کردن برنامه ها ودرخواست برنامه های سفارشی بوده؟

اگر هر کسی از خودش تنها درباره انگیزه حضور من در ایران بپرسد که به چه انگیزه ای علی رهبری پس از سالها به ایران آمده؟ (چراکه من ۳ سال قبل از انقلاب ایران را ترک کردم و الان ۷ ماه است که به ایران برگشته ام وکار می کنم). اگر کسی کمی در این باره فکر کند متوجه می شوند که تنها یک انگیزه داشتم آنهم اینکه بیایم و اینجا را درست کنم. نه احتیاج به کار داشتم و دارم نه احتیاجی به پول دارم.

نه به دنبال رفیق سیاستمدار هستم که به من مقامی بدهند چرا که سمت و مقامی نمانده است که به من چهل سال پیش نداده باشند.

یا دنیال رفیق نبوده ام به خاطر این مسایل کمی کارهای من به نظر کمی سخت می اید اما غیر از این چاره ای نیست.

اگر من با انگیزه ای غیر از این اینجا آمده بودم بله، آنوقت می بایست یا خودم را همرنگ جماعت کنم و یا ببینم سیاستمداران چه میخواهند و یا بروم دنبال دوستان قدیمی ام. فراموش نکنید من از کسانی فاصله گرفتم که دوستان و همکلاسیهای قدیمی خودم بودند اما برای کار حرفه ای لازم است رفاقتها را در کار وارد نکنم.

من که نمی خواستم کارم به هر قیمتی حفظ شود به همین دلیل تنها راهی را در پیش گرفتم که در ایران معمول نیست.

در سیاست باید رفیق بازی باشد یعنی هیچ سیاستمداری در هیچ کجای دنیا پیدا نمی شود که با کمک رفقایش به آن محل نرسیده باشد.

اما کسیکه می خواهد کاپیتان هواپیمای ملی باشد با رفاقت و رفیق بازی نمی تواند هواپیما را هدایت کند. کسیکه در تیم ملی فوتبال ایران می خواهد بازی کند نمی تواند با پسرخاله و دوست و رفیق و حزب را لحاظ کند.

در بین سیاستمداران این مساله اتفاق می افتد و رایج است اما وقتی در هنر بیافتد دیگر آن را به فساد می کشد.

و اگر این رفیق بازی در کارهای حسابداری و مالیات و اقتصاد اتفاق بیافتد که در همه جای دنیا اتفاق می افتد آن وقت رفیق بازی تبدیل می شود به فساد. در هنر اما کار خراب می شود و به عقب می افتد چرا که می روند دنبال رفقا.

مشکل ما این است که اگر بخواهید مشکل هنر را درست کنید باید در کنار سیاستمدار آن را باید درست کنید، سیاستمدار متوجه نمی شود که کار هنری با رفیق بازی و باند بازی و سایستمداری درست نمی شود.

نه در ایران که البته زیاد این مساله به چشم می خورد بلکه در سایر کشورها هم با این مساله روبرو هستیم.

منی که ۶-۷ بار در جاهای مختلف دنیا بوده ام که به من گفته اند که بیا اینجا را درست کن و همیشه این مساله را دیدم که البته بسته به فرهنگ سیاستمدار، گاهی متوجه می شوند و برخی وقتها از ما انتظاراتی دارند که حتی با درست کردن ارکستر هم این انتظارات درست نمی شود.

حالا برگردیم به انگیزه علی رهبری، اینکه وقتی من دو سال قبل از انقلاب جایزه مسابقات جهانی را گرفتم آقایی به نام لوتر که آلمانی بودند گفتند می خواهیم شما بیایید ارکستر نورنبرگ آلمان را درست کنید.

چند سال بعد آقای کارایان بزرگترین رهبر دنیا گفتند که ما کسی را می خواهیم که ارکستر بروکسل که قبلا سطح جهانی داشته را حالا بیاید درست کند. ارکستر بروکسل را رفتم درست کردم و ۱۲ سال هم آنجا ماندم.

در مالاگای اسپانیا هم که می خواستند ارکستر تازه ای درست کنند گفتند چه کسی را بیاریم؟ به آنها گفته بودند ما کسی را می شناسیم که بیاید ارکستر برایمان درست کند. و من در تمام این سالها منتظر بودم که کسی از ایران بگوید بیا و ارکستر ما را درست کن. که اینبار گفتند و من آمدم و ۷ ماه است که آمدم و درست هم کردیم. و الان کاری کرده ایم که از نظر هنریبه ارکستر می شود اتکا کرد و با کمک بیشتر این ارکستر می تواند در سطح جهانی برای مطرح کردن چهره ایران برود.

*مبلغ دستمزد خود را در این مدت برای سمت مدیریت هنری ارکستر سمفونیک تهران می فرمایید؟

یک مساله ای را فکر می کنم باید مشخص کنم که برای مدیریت هنری در ارکستر سمفونیک تهران چقدر حقوق می گیرم. چرا که مهم است در ایران این مساله گفته شود و باید بگویم که برای مدیریت هنری مبلغ دستمزد را عمدا انتخاب کرده ام.

در اروپا برای رهبری ارکستر در یک شب، قیمت مشخصی داریم که کمترین آن ۱۰هزار یورو برای یک شب، تا بیشترین مبلغ ۱۸هزار یورو است که سئول می پردازد.

من دنبال رهبری کردن ارکستر و یا پول نیستم چرا که امکان فراهم شدن آن وجود دارد و زمانیکه به تهران آمدم مجبور شدم ۱۲ برنامه ام را کنسل کنم تا بتوانیم بیایم و بروم و وقت بر روی کارم بگذارم.

تمام ۶ ماهی که در ایران بودم تمام درآمد من به اندازه یک شب کنسرتم در اروپا یعنی ۱۰هزار یورو نبوده است.

حقوق من در اینجا ۱۵۰۰ یورو بوده است که در ۶ماه می شود ۹هزار یورو که مجموع ۶ ماه آن حقوقم به اندازه دستمزد یک شب من در اروپا یعنی ۱۰ هزار یورو نیست.این مبلغ دروغ نیست و حقیقت است اما یک فرق دارد. در این مدت من برای اینکه می خواستم اینجا درست شود به جای ۵ نفر کار کرده ام چون نه دفتر دارم نه منشی نه معاون و نه… هیچ یک و همه کارها را خودم انجام داده ام.

و کارها را با جان و دل انجام داده ام و مخصوصا این مبلغ را انتخاب کرده ام. چرا که ارکستر اسپانیا به من این مبلغ را اهدا کرده است که تنها نامم به صورت سمبولیک در ارکسترشان باشد.

*چرا اینقدر کم؟

من عمدا این مبلغ را اسفند ماه گفتم و کسی هم متوجه نشد چرا؟ حتی میدانستم که در اینجا افرادی هستند که از وزارتخانه ماهی ۵ میلیون تومان می گیرند که کمی از ۱۵۰۰ یورو بیشتر است آنهم فقط برای مشاوره یا رفتن و آمدن. و من میدانستم یک روزی به من می گویند انگیزه ام از این کارچیست؟ در اینجا مشخص شد که انگیزه ام مالی نمی تواند باشد. وقتی به اینجا می رسیم که مالی نیست یعنی فقط باید، کاری که می کنم درست باشد.

از من نباید انتظار داشته باشند که بنشینم حساب و کتاب سیاسی کنم و تعارفهای ایرانی را در کارم دخالت بدهم. آنهم برای مسئولیت ۱۳۰ نوازنده و خواننده ارکستر که با خانواده هایشان بالغ بر هزار نفر می شوند. کسانیکه پشت میز نشسته اند این چیزها را متوجه نمی شوند اما کسی که رو به اینها می ایستد متوجه است. امید اینها (هزارنفر) به من است.

درست است که اتفاق عجیب و غریبی اکنون نیافتاده است اما آدمی مثل من آنقدر در کار تجربه دارد که احساس کند اگر با این سیستم (با حرفها و چیزهای عجیب و غریب) ما پیش برویم اصلا کار حرفه ای نمی توانیم انجام دهیم.

*یعنی اکنون این انتظارات عجیب غریب زده شده و حتی از درون وزارت ارشاد دارد گفته می شود و چویپچه هایی برای حقوق شما مطرح شده است و از درون خود ارشاد فشارهایی بر روی شما هست که چه چیزهایی را اجرا کنید و یا نکنید؟

بله، حتی دیروز خبرنگاری به من گفت که به ما گفته اند آقای ارول اردینچ را برای برگزاری مستر کلاس و ضبط فقط دعوت کرده ایم و من باید بگویم که این حقیقت ندارد.

*ما در نشست خبری برنامه مهر تا مهر ارکستر سمفونیک بودیم که اعلام کردید ایشان رهبر میهمان ارکستر هستند.

بله. برای رهبری ارکستر دعوت شدند و اگر ایشان مسترکلاس در کشور ما هم می دهند تنها به درخواست من است چراکه دوست من هستند و می شناسند که من چه کسی هستم و در جاهای دیگر هم کمکشان کرده ام. تشکیل مسترکلاس ها به ابتکار من است و حتی قرار نبود با ایشان ضبط را انجام بدهیم. چراکه اگر از رهبرارکستری بخواهید که اجرا کند و ضبط کنید باید پول بیشتری به او بدهید. اما من در آخرین لحظات به ایشان ضبط را گفتم برای اینکه چاره دیگری نبود. اما ایشان ۱۰ روز مسترکلاس را تنها به خاطر شخص من یعنی علی رهبری، برگزار می کنند. نه دفتر موسیقی این مساله را می دانسته نه آقای ارول اردینچ، نه بنیاد رودکی.

حالا که اعلام می کنند آقای اردینچ آمده و کارش انجام شده است حقیقت ندارد. چراکه ایشان آمد اما کنسرتش کنسل شد و ما گفتیم حالا که آمده است حداقل ضبط را انجام بدهد.

گفته اند که بنیاد رودکی دارد برنامه های مهر تا مهر را تصحیح می کند تا بعد به آنها مجوز بدهیم. و منی که مدیر هنری ارکستر سمفونیک هستم چرا نباید بدانم که برنامه هایم در حال تصحیح شدن است و مجوز دادن.

*مگر تاکنون کسی برای برنامه های ارکستر سمفونیک مجوزی از وزارتخانه گرفته است؟ یا دانش دفتر موسیقی در حدی هست که بخواهد کار شما را تصحیح کند؟

به فرض هم مجوز باشد اما من نمی دانم که یک مسولی بیاید اعلام کند که به این دلیل پروسه کنسل شده است.

*از روزیکه شما سمتی در ارکستر را پذیرفتید بلافاصله اعلام کردید که مدیرهنری خودتان هستید و درباره برنامه ها و اجراها تنها نظرهنری شما لحاظ خواهد شد.

اگر مساله را که کمی باز کنید می بینید کسی گناهی ندارد. اسفندماه که به ایران آمدم همسرم علت حضورم را پرسید، گفتم میدانم با صد نفری که شنا بلد نیستند در استخری هستم که یک متر بیشتر آب ندارد و گفته اند به اینها شنا یاد بدهم، چون در یک متر آب غرق نمی شوند. اما تو میدانی که در یک متر آب هم آدم می تواند غرق شود. حالا ما در این ۷ ماهه به خیلی ها در کر و ارکستر شنا یاد داده ایم همراه با دیسیپلین درجه یک.

ما این طرف را درست کرده ایم و طرف دیگر برایش سوتعبیر بوده است و نمی دانسته که ارکستر یکصد نفره چه مجموعه عظیمی است و موسسه، بودجه و مدیر درست و حسابی می خواهد. تمام عکس العمل من این بوده که باید آن طرف هم حرفه ای باشد وگرنه به بچه ها قول می دهیم و مثل همیشه نمی توانیم عمل کنیم.

*بعد از نامه به ریس جمهور عکس العملها چطور بود؟

بعد از نامه من به ریس جمهور، عکس العمل های وزارتخانه این بوده که گفتند نه! ما بودجه اش را داریم و می توانیم مساله را درست کنیم و نمی خواهیم به هیچ وجه ارکستر منحل شود. خدا را شکر. اما همین الان نباید سوء تفاهم شود چراکه ما فقط برای پول نیامده ایم، بلکه ارکستر باید یک سازمان منظم باشد.

*چرا می خواهید از شهرداری کمک بگیرید؟

باید بگویم که چرا من پیش آقای مختاباد رفتم که با شهرداری صحبت کنم، تنها به عنوان هنرمند؟ چرا که من نه نماینده وزارتخانه هستم نه کارمند و سخنگوی آن، تنها طرف قرارداد آنها هستم. رفتم ببینم به عنوان یک هنرمند چه امکاناتی دارم. برای اینکه دوست ندارم شهرداری بیاید یک ارکستر آماتور درست کند، ما یک ارکستر آماتور درست کنیم و صداوسیما هم یک ارکستر آماتور درست کند و همه هم به نام ایران و ایران و ایران. و همه هم آبروی ایران را ببریم آنهم با آدمهای آماتور. برای اینکه می دانم اگر شما می خواهید ارکستری را اساسی درست کنید باید یک مدیرهنری با تجربه داشته باشید که این کار را اساسی درست کند.

فقط پروژه ای آمدن وبا نواختن یک چیزی که مردم خوششان بیاید که این ارکستر حرفه ای نمی شود. پس اگر هر سه دست به دست هم بدهیم می توانیم حداقل یک ارکستر درجه یک داشته باشیم و بعد برویم به ارکستر دوم بپردازیم و بعد سومی و بعد شهرستانها که مهمتر است. منظورم این است اول به کمک همه باید یک ارکستر سازماندهی شود و مستقل باشد. و با تعداد نوازنده محدودی که ما داریم نمی توانیم چندین ارکستر داشته باشیم که حرفه ای باشد. تنها می شود کارهای آماتور کنیم که تا حالا کرده اند. باید اساسی را که لازم برای ارکستر هست را درست کنیم و این اساس را چه کسی می داند؟ این اساس را تنها من می دانم. ببخشید که اینگونه می گویم شما یک رهبر ایرانی را نام ببرید که تاکنون در جایی مدیرهنری بوده باشد.

نداریم!

پس چرا نمی آیند از من بپرسند؟

*مساله حسادت بین هنرمندان، مساله جناح بندی سیاسی و موازی کاری سازمانها در ایران همیشه بوده است. چیزیکه اکنون در تاسیس ارکستر فیلارمونیک می بینیم. خاطرم هست که اوایل از ایده ارکستر فیلارمونیک دفاع می کردید که بتواند از بودجه علاقمندان نیز بهره بگیرد.

ایده ام ارکستر سمفونیک ملی ایران بود.

*بله خاطرم هست و حتی اینکه ایده ارکسترفیلارمونیک را برای تامین بودجه می گفتید. چرا که جمعیت فیلارمونی ضمن حمایت مالی که مانع فروپاشیدگی آن می شد اهرم هم برای فشار بر دولت برای نگهداری آن بود. اما نه ارکستر فیلارمونیک نه سمفونیک ملی ایران هیچکدام پذیرفته نشد. و ارکستر ملی هم با ضعف تنظیم و رپرتوار احیا شد.

مثال می آورم، از نظر من عیبی ندارد که کسی که وضع مالی اش خوب نیست اشکنه بخورد اما اگر بخواهد با آن پارتی بدهد و خارجیها را هم دعوت کند و به سازمان ملل هم با اشکنه برود، دیگر نمی شود! (خنده)

تمام افرادی که با ما کار کرده اند با جان و دل کار کردند.

اگر موارد منفی را کنار بگذاریم و به مثبتها بیاندیشیم باید بگویم که اگرهر چه زودتر یک مدیر مثل آقای جمالی را را برای ارکستر سمفونیک تهران به عنوان مدیرکل ارکستر سمفونیک تهران بگذارند و همه پرسنل آن طبقه تنها برای این مساله کار کنند و بودجه را به ما برگردانند و دیگر ما حرفهایی چون خیالتان راحت باشد و ما پیگیری می کنیم را که معنای از سر باز کردن می دهد را نشنویم حتما موفق خواهیم بود و گرنه با این شرایط فعلی همه چیز به زودی واژگون می شود.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

دنیای موسیقی | آخرین خبر ها از دنیای موسیقی